العلامة المجلسي

725

حياة القلوب ( فارسي )

واين قضية چنان بود كه زنى بود در بني إسرائيل در نهايت حسن وجمال وفضل وكمال وشرافت وحسب ونسب وخدارت ونزاهت ، جماعت بسيارى أو را خواستگارى مىكردند ، وأو را سه پسر عم بود ، پس أو راضى شد به يكى از ايشان كه عالم‌تر وپرهيزكارتر بود وخواست كه به عقد أو درآيد ، وآن دو پسر عمّ ديگر كه ايشان را قبول نكرد بر آن پسر عمّ پسنديده حسد بردند وأو را به ضيافت طلبيده وكشتند وانداختند در ميان قبيله‌اى كه از همهء قبائل بني إسرائيل بيشتر بودند ، چون صبح شد آن دو پسر عم كه قاتل بودند گريبانها چاك كردند وخاك بر سر كرده به نزد موسى به دادخواهى آمدند ، پس حضرت آن قبيله را حاضر ساخت واز ايشان سؤال فرمود از أحوال آن كشته شده . ايشان گفتند : ما أو را نكشته‌ايم وعلم هم نداريم كه كي أو را كشته است . موسى عليه السّلام فرمود : حكم الهى اين است كه شما پنجاه نفر قسم بخوريد ودية بدهيد يا قاتل را نشان دهيد . ايشان گفتند : هرگاه با قسم خوردن ما را دية بايد داد ، پس قسم خوردن چه فايده دارد ؟ وهرگاه با دية دادن ما را سوگند بايد خورد ، پس دية چه فايده دارد ؟ موسى عليه السّلام فرمود : همهء نفعها در فرمانبردارى وأطاعت حق تعالى است ، آنچه فرموده است بعمل بايد آورد . گفتند : اى پيغمبر خدا ! اين غرامت وجريمهء گرانى است وما جنايتي نكرده‌ايم وسوگند غليظى است وحقّى در گردن ما نيست ، پس از درگاه خدا استدعا كن كه ظاهر گرداند بر ما قاتل را كه آنكه مستحق است أو را جزا دهى وما از جريمه وسوگند رهائى يابيم . حضرت موسى عليه السّلام فرمود : حق تعالى حكم اين واقعه را براي من بيان فرموده است ومرا نيست كه جرأت كنم وغير آن امرى بطلبم ، بلكه بر ما لازم است كه گردن نهيم فرمان أو را وبر خود لازم دانيم حكم أو را واعتراض نكنيم بر أو ، آيا نمىبينيد كه چون بر ما حرام فرموده است كار كردن در روز شنبه وگوشت شتر را ؟ ما را نيست كه تصرف كنيم در حكم أو وتغيير بدهيم بلكه بايد أطاعت كنيم .